با سلامی دوباره خدمت دوستان خوبم ممنون از نظرات خوبتون اپ امروزم درباره فیلم ضد ایرانی 300 است البته مدت زمانی است که این فیلم توهین امیز روی پرده رفته و در مدت زمانی که روی پرده بود سر وصدای زیادی ایجاد کرد . البته من نقد این فیلم را در وب دیگرم کرده بودم ولی حیفم اومد درباره اش توی این وب چیزی ننویسم .
در نهم مارس 2007 فیلم 300 در سینماهای امریکا و 158 سینما در کشورهای جهان به نمایش در امد که جنجالی وسیع در ابعاد تاریخی فرهنگی و ملتی به راه انداخت این فیلم ساخته زاک اشنایدرز ومحصول کمپانی برادران وارنر بود البته این فیلم اولین فیلمی نیست که در ان به تاریخ و فرهنگ کشوری توهین میشود از سالهای نه چندان دور امپریالیسم امریکا با هر کشوری که خصومت و دشمنی داشته از راه استفاده از ابزار تصویری هالیوود فرهنگ و مردم ان کشور را به سخره گرفته است فیلمهایی همچون لورنس عربستان و یا فیلمی نظیر دروغهای حقیقی .
هالیوود برای نخستین بار با فیلم سراسر دروغ بدون دخترم هرگز که بر اساس کتابی دروغی نوشته بتی محمودی و ساخته یک کارگردان اسرائیلی بود به ایران و مردم ان توهین کرد پس از مدتها سرمداران امریکا به این نتیجه رسیدند که بار دیگر با حمله به تاریخ و فرهنگ غنی کشورمون ایران غرور مردم این سرزمین را خدشه دار کنند نمونه های این جور فیلمها اسکندر ساخته مضحک الیور استون محصول 2004 و اینبار 300

داستان فیلم
داستان فيلم، جنگ ایران و یونان در میدان جنگ ترموپیل (گردنه معروفی در یونان، بین کوه اویته و خلیج مالیک) است. جایی که پادشاه اسپارتی یعنی لئونیداس ارتش 300 نفری خود را علیه ارتش عظیم ایرانیان تجهیز کرد تا مقابل سپاه خشایارشا ایستادگی کنند اما گوژپشتی دروازههای شهر را به روی لشگر ایران باز میکند بنابر روايت هرودوت از تاريخ، این 300 اسپارتی توانستند جلوی لشگر عظیم خشایارشا به مدت 3 روز مقاومت کنند اما در نهايت شکست خوردند. بنا بر اين روايات همین دفاع سه روزه باعث اتحاد یونانیان علیه ایرانیان و همین آغازی شد برای دموکراسی یونان و در نهايت شکست خشاريارشا در نبردهای بعدی. [...] گذشته از نکات تاريخی آزاردهندهترين قسمتهای 300، تصوير ايرانيان است. در اين فيلم سپاه ايران افرادی هستند مشابه وحشیها و موجودات نفرتانگيز ارباب حقهها يعنی «اورکها». کسانی که جز کشتن نمیدانند و از نظر مغزی هم موجوداتی هستند در رديف غولهای ابله داستانهای هری پاتر که البته در برابر 300 نفر يونانی خوشتيپ و فداکار زمينگير میشوند.
این فیلم ایران را نماد دیکتاتوری و یونان را نماد دموکراسی تصویر میکند. به زبانی سادهتر داستان بر محور نبرد دائمی خیر و شر میچرخد. در حالی که وقتی به فرمان کوروش بردهداری در امپراتوری پارس ممنوع شده و مردم در دينشان آزاد بودند، در یونان باستان بردهداری به شکل گستردهای رواج داشت و زنان و بردهها شهروند درجه دو محسوب میشدند
شيوه فیلمسازی کامپیوتری است و هنرپیشگان واقعی در صحنههای مجازی نقشآفرینی میکنند. موسیقی جذاب و ترکیب مناسب با صحنههای کامپيوتری نبرد باعث شده تصاوير تابلوهای نقاشی به نظر برسند که فروش فوقالعادهای را برای سازندگانش پيشبينی شود. فيلمی که روی افکار عمومی دنيا تأثير زیادی خواهد گذاشت.
داریوش قصد لشکرکشی به یونان و فتح آتن را داشت اما قبل از تحقق اين آرزو درگذشت و نتوانست نقشه خود عملی کند. شش سال بعد، پسرش خشایارشا در جهت برآوردن آرزوی پدرش با سپاهی عظیم و یک ناوگان نیرومند به یونان رسید. در نبرد ترموپیل، سپاه یونانی را مغلوب شد و لئونیداس به قتل رسید. خشایارشا آتن را تصرف کرد و آکروپولیس (ارگ آتن) را به آتش کشید اما در نبرد سالامیس ناوگان ایران نابود شد و خشایارشا به ایران بازگشت.
پس از اکران فیلم
پس از اکران موج گستردهای از اعتراضات ایرانیان نسبت به این فیلم توهین امیز در سراسر امریکا را فرا گرفت . در اولین واکنش به این فیلم 5000 نفر از ایرانیان مقیم لس انجلس با ارسال نامه ای اعتراض امیز به کمپانی برادران وانر خواستار عذرخواهی فیلم از مردم ایران شدند . پس از این واکنش تعداد زیادی از ایرانیان سراسر دنیا با فرستادن نامه هایی دیگر خواستار تحریم این فیلم از سوی تماشاگران شدند.در ایران نیز علاوه بر موضع گیری رسمی مقالات فرهنگی و هنری کشور نسبت به این فیلم موهن عده ای از کاربران اینترنتی با ساختن یک بمب گوگلی و دعوت از دیگر کاربران اینترنتی خواستار امضا انها در اعتراض به این فیلم شدند. اعتراض به دلیل تحریف فضه ونوع شخصیت پردازی این فیلم بود و اینکه اشنایدر با چه مجوزی اقدام به تخریب چهره ی ایرانی و تحریف تاریخ و تمدن ایران کرده است این فیلم از نظر لوکیشن بسیار محدود است و تنها لوکشن های ان شهرهای مونترال و کبک کاندا است و باقی فیلم برداری در استودیو به صورت اسپیکال افیکت در مقابل پرده ابی انجام گرفته است کارگردان در این فیلم از روایت مورخان دروغ پرداز غربی پیروی کرده است. در مورد به تصویر کشیدن خشونت و خونریزی ایرانیان به گفته همان مورخان پادشاهان هخامنشی چون بر کشوری دست میافتند با مردمان انجا با ملایمت و مهربانی رفتار میکردند . با این وصف زاک اشنایدر در مورد ایرانیان دروغ بافته است . در مورد لشکر ایران و چهره پردازی انها نیز کارگردان توهین و بی ادبی را روا کرده است . به صورتی که خشیار شا رامردی سیه چرده با قامتی بسیار بلند و بدنی برهنه که همچون زنان مقدار زیادی طلا و جواهر را به خود اویخته است به تصویر میکشد و در نهایت جسارت وی را فردی فوق العاده ترسو و همجنس باز معرفی میکند![]()
![]()
![]()
![]()

عوامل فیلم از جمله طراح لباس و چهره پردازی حتی زحمت این را به خود نداده اند که درباره پوشش ولباس هخامنشیان و ارایش انها در گذشته تحقیق کنند و در عوض در خیال خود اقدام به این کار کرده انها را با چهره هایی همچون هیولا و دیو سوار بر حیواناتی همچون فیلهای غول ÷یکر و کرگدن ترسیم کرده اند چیزی که جالب است این است که کارگرداننان برجسته هالیوود با مضحک خواندن فیلم 300 گفته اند که اشنایدر علاقه زیادی به فیلم ارباب حلقه ها داشته و قسمت چهارم ان را اما به صورت جعلی ساخته است. اما اعتراضات تنها به ایرانیان ختم نشد و تعدادی از هنرمندان و فرهنگیان یونانی با اینکه از انها چهره ای دلیر شجاع و میهن دوست از انها نمایش داده شد در اعتراض به این فیلم اعلام کردند که چهره اسپارتها در این فیلم انسانهایی علاقه مند به درگیری و کشتار و خونریزی نشان داده شده استکه این کار نادرست است
واقعیت این است که لئونیداس شاه اسپارت همپایۀ آریوبرزن خودمان است. او هم در ترومپل جلو ارتش مهاجم ایرانی ایستاد و مانند آریوبرزن قهرمانانه در راه میهن جان سپرد. این داستان برای یونانیان تقریبا به افسانه ای حماسی و شاهنامه ای تبدیل شده است و اشکالی هم ندارد. اما این هم واقعیت است که سینمای بازاری آمریکا هم عادت به امیرارسلان های نامدار و مادر فولادزره های خود دارد. و به سخن کوتاه سینمای آمریکا سینمای آمریکاست. با همۀ کاستی های نابخردانۀ خود...
اطمینان داشته باشیم که در هیچ کجایی، حتی در آمریکا، انسان باشعور فیلم 300 را، مانند هزاران سریال، فیلم و کارتون آمریکایی جدی نمی گیرد.
فیلم 300 آبروی ما را نمیبرد. آبروی ما وقتی به خطر میافتد که برای شناختن امانتهای نهفته در خاک این میهن نیازمند دیگرانیم...
این عکس که در بالا می بینید چهره ی مزخرف فرانک میلر نویسنده ی فیلم جعلی ۳۰۰ است که این چنین به روی جسد سربازان به ظاهر ایرانی تکیه زده!!!
این عکس تاییدی بر نژادپرستی این انسان روانیست
این دو عکس را با هم مقایسه کنید اولی چهره ایست که از خشایارشاه در فیلم ننگین ۳۰۰ به نمایش در آمده و دومی خشایار شاه در لباس رسمی ایرانیان باستان است.
واقعا مردم جهان این فیلم را باور می کنند؟؟؟؟
چیزی که بیشتر از نادرستی روایت تاریخی فیلم آزار دهنده است، تاکید احمقانه و کلیشهای فیلم روی مفاهیمی مثل آزادی و دموکراسی است. تمام مدت فیلم یونانی های آزاداندیش، آزادی دوست، دموکرات منش و درباره ضرورت حضور چنین چیزهایی و نابودی بدی هایی مانند برده*داری و ظلم و تاریکی که به ایرانی*ها ربط پیدا می کند، صحبت می*کنند.
شاه لئونیداس، قهرمان داستان و نقش نخست است و اصولا روی روال چنین فیلم هایی خوش تیپ، شجاع، چشم آبی است و با ارتش با معرفت اسپارتا که همه آنها هیکلی ساخته و پرداخته مانند ورزشکاران کشتی کج دارند. اصولا جمع دو متغیر عقل (و سایر عواملی مثل قدرت استدلال و این جور چیزها) و هیکل برای همه انسان ها یک عدد ثابت است. بنابراین همانطوری که تصور حضور یک بدن ساخته در میادین علمی کار خیلی خیلی سخت و عجیبی است، شنیدن کلماتی مثل آزادی و این جور چیزها (که حداقل به 5 دقیقه فکر کردن نیاز دارند) از این غول هایی مانند شاه لئونیداس و به اصطلاح ورزشکاران اسپارتی کمی عجیب است.
شاه لئونیداس و سپاه فداکار و جان بر کفش با وجود تمام آزادی خواهی هیچ رحم و مروتی ندارند و اصولا از انسانیت فقط همین آزادی اش را بیان کرده و سخت به دنبال آدم کشی هستند. در خیلی از صحنه های فیلم، شاه لئونیداس و بقیه ارتش 300 نفره با آزادی و دموکراسی تمام مشغول تکه تکه کردن سربازهای ارتش خشایار شاه هستند. در یک صحنه از فیلم هم ارتش جان بر کف اسپارت با لذت تمام مجروح*ها و زخمی های ارتش ایران را می*کشند، شاه لئونیداس هم بالای سرشان سیب گاز می زند.
گوژپشتی معروف فیلم که نه چشم آبی دارد نه قد بلند نه شکم شش تکه و نه قیافه خوبی، همه آتش ها را روشن می کند. در جایی از فیلم که او از حضور در ارتش اسپارت سرخورده شده راهش را کج می کند و بی مقدمه جایی می رود که خشایارشاه در حرمسرایش منتظر او نشسته تا به لئونیداس خیانت کند.
خشایارشاه هم برای او را به دست بیاورد به او وعده مال دنیا و دختران زیبا را می دهد. تصویری که از دخترهای خوشگل مورد نظر خشایار شاه می بینید زیاد چیز جالبی نیست. بیشتر با یک مشت بازیگر فیلم مستهجن طرف هستید.
از آن طرف درست در صحنه بعدی زن شاه لئونیداس را می بینید که در غیاب شوهرش به هر دری می زند که بقیه ارتش را هم به کمک 300 دلاور شجاع بفرستد. این تفاوت بین تصویری که از زن در دوطرف ماجرا نشان داده شده و همین طور ترتیب این صحنه ها خیلی حساسیت برانگیز است.
در همان صحنه، وسط همه این ماجراها یک قلیان هم می بینید. باز صد رحمت به معرفت کارگردان که هوای خشایار شاه را داشته و با وجود این*که قلیان در آن زمان هنوز اختراع نشده بوده برایش یک قلیان هم چاق کرده است!
لهجه* عربی سرباز*های ارتش خشایار شاه هم جالب است. در واقع سازندگان فیلم سعی کرده*اند که از بین نوشته*های خنده دار لهجه یک نفر را هم مشخص کنند.
آخر فیلم آن جایی که شاه لئونیداس با ارتش خود روی زمین افتاده اند، اگر کمی دقت کنید متوجه خواهید شد که لباس های زیرشان خیلی شبیه به لباس های امروزی*است. طوری که حتی دوخت های ریز روی آنها هم شبیه به مدل های امروزی است.
موجودات مشمئز کننده دیگر که لشکریان ایرانی نامیده می شدند، وضعی بهتر نداشتند. تصاویر پر بود از سیاه چهرگانی کریه، غول هایی انسان نما و سربازان بی قابلیتی که حتی قادر به کشتن یک مورچه هم نبودند و خود بسان مور و ملخ توسط 300 اسپارتی کشته می شدند. تنها گارد ویژه سلطنتی ایرانیان یا همان Immortal بودند که هیبتی قدرتمند داشتند.
از این شخصیت پردازی که بگذریم، تم تکراری در فیلم، نبرد بین آزادی و بردگی است. ایرانیان همگی برده هستند و یونانیان آزاده. ایرانیان آمده اند تا از یونانیان برده بسازند و تنها راه نجات آزادی و آزادگی در جهان پیروزی یونانیان است. توهین و تحقیر و تحمیق ایرانیان از زبان اسپارتی ها هم یکی از موضوعاتی است که مرتب (و گاهی در قالب طنز) تکرار میشود.
برای مقابله با این فیلم مضحک انیمیشن سینمایی جمشید و خورشید به کارگردانی بهروز یغمائیان برگرفته از فرهنگ کهن ایران زمین است و میتواند پاسخی مناسب به فیلم ضدایرانی "300" باشد. است."
فیلم "جمشید و خورشید" پس از سه سال کار و هزینه ای بیش از 500 میلیون تومان آماده نمایش شده و در آن پرویز پرستویی، ترانه علیدوستی، چنگیز جلیلوند، رامبد جوان و ثریا قاسمی به جای شخصیتهای داستانی صحبت کردهاند. البته من عکسهای این فیلم را دیدهام به نظر نمیرسد انیمیشن جالبی باشد و زیاد چنگی به دل نمیزند ولی خوب تا به نمایش در نیامده باشد نمیتوان درباره اش نظر داد .اپ امروز خیلی طولانی شد برای اپ بعدی کولاک میکنم پس منتظر باشید .![]()
![]()
![]()
با سلام به همه شما ایران دوستان عزیز من امستریا هستم و این وبلاگ درباره تاریخ ایران باستان است امیدوارم این وبلاگ مورد پسندتان واقع شود
امروز مختصری درباره کوه بیستون که گنجینه ارزشمند داریوش بزرگ در دل ان قرار دارد نوشته ام مرا از نظرات خوب و ساطزندتون بی بهره نذارید![]()
![]()
بیستون رشته کوهی است به طول تقریبی 60 کیلو متر . این کوه را یونانیان بگیستانن اروس میخواندند بیستون از دیر باز کوهی مقدس و مکان خدایان بوده و دگرگونی وازه ان بدین صورت است .
1- بغستان سرزمین خدایان
2- بگستان
3- بهیستون
4- بهستون
5- بیستون
بلندترین نقطه این کوه قله پرو 3357 از سطح دریا ارتفاع داشته و در تمام فصول سال پوشیده از برف بوده و چشمه سارهائی در اطراف ان در جریان است . از جمله این چشمه سارها سراب نزی در ران سراب بیستون سر ابله سراب طاق بستان سراب خضر زنده و سراب خضر الیاس را میتوان نام برد.
کتیبه و نقش برجسته داریوش در بیستون تز قدیمیترین کتابهای بجا مانده از نسل بشریت است که اطلاعات جامع و روشنی از 2500 سال پیش در مورد ریخت شناسی پوشاک طرز ارایش سر و صورت اسلحه شناسی اعتقادات مذهبی و غیره را برای انسان قرن بیست و یکم را به یادگار گذاشته است .
این نقش برجشته در 25 کیلومتری شهر کنونی کرمانشاه قرار دارد و توسط داریوش نهمین شاهنشاه سلسه هخامنشی در دو نوبت در سینه کوه حجاری شده است .متن کتیبه به سه زبان پارسی باستان عیلامی و بابلی درج گردیده که زبانهای رسمی و علمی زمان خود بوده اند. بیشترین ارزش کتیبه بیستون در این است که که این نوشته ها دقیقا همان است که که در روز نخست نوشته شده در حالی که این ایراد بر دیگر نوشته ها وارد است که بر اثر استنساخ متعدد جملات و مفاهیم تغییر کرده نتا انجا که انچه امروز وجود دارد با انچه که در اصل وجود داشته اختلاف فاحش پیدا کرده است.بنابراین میتوان از روی متن کتیبه بیستون به تصحیح بسیاری از کتابها از جمله تاریخ هرودوت و سیاحتنامه فیثاغورث در ایران و دیگر متون تاریخی پرداخت.
بخش اول این کتیبه با نظارت داریوش در پایان سال اول حکومتش به صورت قرینه در سینه کوه حجاری شده است . از ظواهر امر چنین پیداست که داریوش طی چند نوبت لشکر کشی از ماد به بابل نقش برجسته انوبانی امپراطور لولوبی را در سرپل ذهاب دیده و از همان هنگام طرح ایجاد نقش برجسته بیستون را در سر پروانیده و پس از تصرف بابل و دیدن بناها و کاخ های ان منطقه هنر مندان ان دیار را با خود به بیستون اورده و شرح فتوحاتش را به وسیله انان در سینه کوه جاودان ساخته است.
همچنین به نظر میرسد گه داریوش در نظر داشته ارامگاه صخره ای خود و اذنابش را در این مکان مقدس احداث نماید و به همین منظور فرمان به اماده سازی بهترین مکان در دیواره کوه را احداث نماید و به همین منظور فرمان به اماده سازی بهترین مکان در دیواره کوه راکه که هم اکنون به فرای تاش فرهاد تراش کعروف است صادر نموده و حجاران صفحه ای به درازای 180 و بلندی 33 متر را برای این ارامگاه ها اماده سازی کردند لیکن بنا به رخدادهائی که در دوران بعد اتفاق افتاد جسد داریوش و دیگر اذنابش رادر نقش رستم دفن کرده اند.
مختصری ازمتن کتیبه داریوش هخامنشی در بیستون
ا
1بند 1- من داریوش شاه بزرگ شاه شاهان شاه در پارس شاه کشورها پسر ویشتاسب نوه ارشام هخامنشی .
2 بند 2 – داریوش شاه گوید پدر من ویشتاسب پدر ویشتاسب ارشام پدر ارشام اریا من پدر اریا من چیش پیش پدر چیش پیش هخامنش
3 بند 3- داریوش شاه گوید بدین جهت ما هخامنشی خوانده شدیم که از دیرگان اصیل بودیم از دیرگان تخمه ما شاهان بود.
4 بند 4- داریوش شاه گویدهشت تن از تخمه من شاه بوده اند من نهمین هستم ما نه تن پشت اندر پشت در دو شاخه شاه هستیم .
5 بند 5 – به درخواست اهورامزدا من شاه هستم اهورامزدا شاهی را به من داد.
6 بند 6- داریوش شاه گویداین کشورهایی که از ان من شدند به درخواست اهورامزدا من شاه انان بودم پارس ایلام بابل اشور عرب مودرای اهل دریا سارد یونان ماد ارمنستان کپد و کیه پارت زرنگ هرئوتی و خوارزم باختر سغد گدار سک ثت گوش رخج مک جمعا 23 کشور
7 بند 7- داریوش شاه گوید این است کشوراز ان من شدند به درخواست اهورامزدابندگان من بودندبه من باج دادند انچه از طرف من به انان گفته شده بود به من باج دادند انچه از طرف من به انان گفته شد چه شب چه روز همان کرده شد .
8 بند 8- داریوش شاه گوید در این کشورها مردی که موافق بود او را پاداش خوب دادم انکه مخالف بود او را سخت کیفر دادم . به خواست اهورامزدا این کشورهایی است که بر قانون من احترام گذاشتند . ان طوری که به انها از طرف من گفته شد همان طور کرده شد.
9 بند 9- داریوش شاه گوید اهورامزدا این پادشاهی داد . اهورامزدا مرا یاری داد تا این شاهی به دست اورم. بیاری اهورامزدا این شاهی را دادم.
10 بند 10 - داریوش شاه گوید این است انچه به وسیله من کرده شد پس از ان من شاه شدم کمبوجیه نام پسر کورش از تخمه ما او اینجا شاه بود همان کمبوجیه را برادری بود بردی ی نام هم مادر او هم پدر با کمبوجیه پس از ان کمبوجیه ان بردی ی را کشت به مردم معلوم نشد که بردی ی کشته شده . پس از ان کمبوجیه رهسپار مصر شد وقتی که کمبوجیه رهسپار مصر شد مردم نافرمان شدند پس از ان دروغ در کشور بسیار شد . هم در پارس هم در ماد هم در سایر کشورها.
11 بند 11- داریوش شاه گوید پس از ان مردی مغ بود گئومات نام او از پئیشی یاوو برخواست کوهی است ارکدری نام چون از انجا برخاست از ماه وی یخن چهارده روز گذشته بود او به مردم چنان دروغ گفت که من بردی ی پسر کورش برادر کمبوجیه هستم پس از ان مردم همه از کمبوجیه برگشته به سوی او شدند هم پارس هک ماد و هم سایر کشورها . شاهی را برای خود گرفت . از ماه گرم پد منظور تیر ماه است 9 روز گذشته بود انگاه شاهی را برای خود گرفت
و کمبوجیه به دست خود مرد.
البته این متن دارای ۷۶ متن است که من بقیه را در اپهای بعدی خواهم گذاشت ![]()
![]()
پس درود و دو صد بدرود![]()
![]()
![]()
ادامه مطلب

